وقتی قرار باشد هرکسی از گذشته اش عذرخواهی کند!

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

فرهنگ و هنر - سینما و تلویزیون

سیداحمد دانش

ماه گذشته در مجله سینمایی 24 مطلبی به چاپ رسید که حاوی گفتگوی رامبد جوان ، پیمان قاسم خانی و بهاره رهنما با موضوع قطع همکاری قاسم خانی و دهنمکی در فیلم اخراجی های 1 بود که عینا نقل می شود:

به گزارش عصر ایران، بخشی از گفتگوی سه نفره بهاره رهنما، پیمان قاسمخانی و رامبد جوان در ماهنامه سینمایی بیست‌وچهار:

بهاره رهنما: سابقه آشنایی شما دو تا به کجا برمی‌گردد؟
پیمان قاسم‌خانی: مشاور فیلم اخراجی‌ها بودم که رامبد آمد و یقه‌ام را گرفت.
رهنما: چرا مشاور آن کار بودی؟
قاسم‌خانی: سؤال بعدی لطفاً...
رهنما: نه جواب بده، چرا رفتی؟ البتّه کار رامبد قشنگ بود که آمد و دوستانه گفت که نباید این کار را می‌کردی...
قاسم‌خانی: همچین دوستانه هم نبود...
رامبد جوان: اتّفاقاً خیلی هم خصمانه بود.
قاسم‌خانی: سؤال بعدی لطفاً...
رهنما: تو فکر می‌کردی ممکن است آقای ده‌نمکی فیلم خوبی بسازد و آن گذشته کمی تغییر کند، نه؟

قاسم‌خانی: من ده‌نمکی شلوغ و جنجالی این روزها را نمی‌شناسم. ده‌نمکی آن روزها آدم دوست‌داشتنی و محجوبی بود. هنوز هم روی حرفم هستم که ایده‌ اوّلیّه‌ اخراجی‌ها کاملاً ایده‌آل و در جهت ذهنیّتم بود و گرنه نمی‌رفتم سراغش. آن فیلم می‌توانست فیلم خیلی بهتری شود. ما سر آن فیلم به توافق نرسیدیم، آن هم به دلایل سلیقه‌ای و نه دلایل سیاسی.

جوان: یقه گرفتن من هم نکته دارد. من نه سیاسیم نه مطالعات سیاسی دارم. در حدّ یک شهروند خیلی عام سیاست را می‌فهمم. من مثل کسی هستم که با بدیهیّات سیاست آشناست و واکنشهایش هم در حدّ همان بدیهیّات است. آقای ده‌نمکی از دید من و خیلی‌های دیگر، این قدر چهره‌ی تکلیف ‌روشنی بود که فکر می‌کردم اگر این آدم قرار است از موقعیّت خشن سیاسیش تبدیل شود به یک آرتیست و هنرمند، باید از آنهایی که آزارشان داده عذرخواهی کند. این حرف من اصلاً سیاسی نیست و کاملاً اجتماعی است. حرف من با پیمان این بود که چرا قبل از اینکه این اتّفاق بیفتد داری با او کار می‌کنی. نمی‌شود اینقدر در سیاست شیطنت کرد، بعد آمد در سینما و گفت من آدم فرهنگی بودم. راستش اینها خیلی با هم منافات دارد. دلخوری من این بود که پیمان قاسم‌خانی که آدم حرفه‌ای این سینماست دارد این آدم را حمایت می‌کند و باعث می‌شود او جزو فیلمسازان تراز اوّل شود.

قاسم‌خانی: من ترجیح می‌دهم که آن آدم ابزار شیطنتش را کنار بگذارد و بیاید سراغ سینما.
جوان: ابزارش را از دست داده بود که آمد سراغ سینما چون نیاز بود سوئیچ کند روی یک موضوع دیگر. من معتقدم باید می‌گفتیم عذر بخواهد بعد وارد میدان شود.
رهنما: حرف درستی است.

قاسم‌خانی: من می‌گویم اگر هیتلر هم بیاید و حرفهای من را بزند ایراد ندارد.

***

مسعود دهنمکی نیز در یادداشت اخیرش که درباره پگاه آهنگرانی منتشر شده اشاره کوتاهی به عدم تحقق همکاریش با قاسم خانی کرده است:

« بعد از ساخت «فقر و فحشا» خیلی از اهالی سینمااز ساخت فیلم استقبال کردند و خانم حکمت هم یکی از این اهالی بود .او طی تماس تلفنی از فیلم و صداقت آن تعریف کرد و حتی در مصاحبه با برخی روزنامه های طیف اصلاح طلب سعی کرد فضا را به نوعی تلطیف کند. خانم حکمت اعتقادات خودش را دارد و من هم اعتقاد خودم را. اما سعی کردیم با احترام، به نقد آثار هم بپردازیم. حتی زمانی که نیت ساخت اخراجی ها را داشتم باعث و بانی ملاقاتی بین من و پیمان قاسمخانی شد. گرچه قرارداد نگارش فیلمنامه با قاسمخانی ناتمام ماند اما به هر حال باب آشنایی بین ما شد...»

خوب است. شخصیت جنجالی دهنمکی باز هم در مقوله ای دیگر پیشگام شد. بررسی گذشته!
خب. این هم ابتکار جالبی است که آقای جوان به خرج داده است. شاید مهم باشد که سینماگران که قرار است زمام فرهنگ سازی درجامعه به دستشان سپرده شود با بررسی گذشته های شان ببینیم نیاز به عذرخواهی دارند یا دلداری یا بیکاری یا همکاری یا سرداری یا سربداری؟

بد هم نیست. بیاییم یکی یکی شخصیت های سینمایی را بررسی کنیم ببینیم کدامشان باید عذرخواهی کند و از کدامشان باید عذرخواهی شود؟ به هرحال پیشنهاد خوبی است. چرا از کنارش همینطور ساده عبور کنیم؟
البته چون شخصیت های سینمایی تعدادشان کم نیست شاید خیلی طول بکشد تا تکلیف همه در خصوص چگونگی طلبکاری یا بدهکاری نسبت به مقوله «عذرخواهی» مشخص شود اما این پیشنهاد آن قدر بکر و خلاقانه است که ارزشش را دارد.
مثلا به نظر نگارنده:

بازیگر نقش اول فیلم باشو غریبه کوچک از اینکه در یک فیلم مهم نقش اول بازی کرده و حالا در یک دکه سیگار می فروشد باید عذر خواهی می کرد!

یا خانم کتایون ریاحی که تصمیم گرفته از بازیگری خداحافظی کند اول باید عذرخواهی کند که این چند سال بازیگر خوبی بوده بعد به کار دیگری مشغول شود!

یا مسعود کیمیایی از اینکه اوائل کار هنری اش از محاسن هنری بی بهره بوده و بعدا چنین محاسنی را دارا شده باید عذرخواهی می کرده چون چهره اش زمین تا آسمان فرق کرده است!

یا جواد شمقدری از اینکه معاون سینمایی شده باید عذرخواهی می کرد.(چون قبلا کارگردان بود و فیلم می ساخت) ایضا مرحوم سیف الله داد!

یا فریدون جیرانی از اینکه هم فیلم می سازد و هم همزمان مجری یک برنامه تلوزیونی است هنوز عذرخواهی نکرده چون این دو حرفه زمین تا آسمان با هم متفاوتند!

یا تهمینه میلانی که از معماری به سینما روی آورده متاسفانه از حرفه قبلی اش عذرخواهی نکرده!

یا محمدرضا گلزار، از اینکه قبلا موسیقی کار بوده و بعد بازیگر شده باید عذرخواهی کند!

یا خیلی از دوستان سینمایی که عضو گروه ها،جریان ها و احزاب مختلف بودند و بعد هنرمند شدند هنوز عذرخواهی نکرده اند!
و...

یک سری عذرخواهی های دیگر هم وجود دارد که نگارنده به دلیل داشتن امنیت جانی از نقل آن ها معذور است!

و همچنین باید از امثال کیمیایی،مهرجویی ،انتظامی و حتی ،مرحوم ملاقلی پور و امثالهم که از ابتدا در حرفه کنونی خود بسر می بردند و تغییر رویه ای نداشته اند عذرخواهی شود به خاطر این همه هنرمند که از ابتدا کار هنری نمی کردند و هنوز عذرخواهی نکرده اند!

متاسفانه خیلی از عزیزانی که از کنار ما به دیار باقی شتافتند هم عذرخواهی نکرده دار فانی را وداع گفتند که جای بسی تاسف است.

یک سری هم هستند که عذرخواهی نکرده اند، و قصدش را هم ندارند. مثل مخملباف که هنوز از انقلابی بودن عذرخواهی نکرده به صف معاندین نظام پیوسته و کسی هم یقه اش را نمی گیرد!

اما جان مطلب:
اینکه مانع یک همکاری فرهنگی و اندیشه ای،با تعریف سمپاتی فکری بر روی یک موضوع خاص، بشویم، با کدام منطق جور در می آید؟ چه اتفاقی باید برای مان بیفتد که خود را محق بدانیم از این سمپاتی شکل گرفته که می خواهد به یک اثر هنری کمک کند جلوگیری کنیم؟ حال آنکه طرزفکر کلی و رفتاری هم کاملا متفاوت باشد.

حالا مگر چه شد؟ اخراجی ها ساخته شد. قاسمخانی همچنان ذهن درگیر موضوعش را همراهی می کند و اینکه احساس می کند می توانست به اثربخشی فیلم کمک کند و نشد و دهنمکی هم همچنان از نافرجامی این همکاری سخن می گوید! فکر نمی کنم نتیجه مورد نظر رامبد جوان همین ها بوده باشد!

نمی دانم چرا به تازگی در اظهار نظرها و تحلیل های برخی از کسانی که مدعی تفکر روشنفکری و آپدیت بودن هستند ردپای اقوام غارنشین دیده می شود.

سه گانه اخرجیها صرف نظر از خوب یا بد بودنش اثری است که از جنبه های گوناگون توانسته منحصر به فرد باشد. البته شاید رامبدجوان آن روزها تصوری از میزان فروش اخراجی ها نداشته که قطعا همینطور بوده است.آن زمان نه دهنمکی سه فیلم رکورد دار فروش ساخته بوده نه جوان ورود آقایان ممنوع را...

اما امروز پرفروش ترین فیلم آقای جوان «یعنی ورود آقایان ممنوع» که فیلم خوبی هم هست و همچنین پرفروش،حتی خواب رسیدن فروشش به فروش اخراجی ها را هم نمی بیند و این کمی عجیب است! چون کسی که هنوز عذرخواهی نکرده،به خودش اجازه داده و آمده فیلم ساخته ، با سابقه هنری بسیار کمتر از کسی که نیازی به عذر خواهی ندارد! و رکورد فروش را هم شکسته!!!

همانطور که می بینید کاملا مشخص است که فرایند صورت گرفتن یا نگرفتن «عذرخواهی از گذشته» چه میزان بر فعالیت و میزان موفقیت های سینمایی موثر است.

لذا گذشته دهنمکی درحالی برای رامبد جوان اهمیت پیداکرده که وی به گروه پرشماری از هنرمندان که هنوز به گذشته شان توجه نشده و عذرخواهی نکرده اند بی توجه بوده است. و این مدل نگاه و استدلال برای کسی که مدعی هنرمندی است به نظر عجیب می آید.

به هیچ وجه قصد دفاع از شخص راندارم اما دوست عزیز، شما که خود را در مقابل گذشته کسانی که به هنر روی می آورند مسئول می دانی، اولا کمی از اغماض و پارتی بازی اجتناب کن و در باب این مقوله بقیه را هم ببین و ثانیا اگر کمی توجه نگاهت را بیشتر کنی (یعنی کمی بیشتر از نوک بینی) خواهی دید که اگر قرار باشد این نحوه برخوردها ادامه پیدا کند به نظرت سنگ روی سنگ بند خواهد شد؟؟ آیا این نحوه برخورد خودش یک مدل چماق به دستی فرهنگی نیست؟!که دارید بر سر اهالی فرهنگ و هنر میکوبید؟! فکر نمی کنی با این فتح باب و بدعت کج، روزی می رسد که با همین منطق خودت هم باید عذرخواهی کنی؟

***
در قسمت دیگری از یادداشت دهنمکی آمده است:

«از جایی، اطمینانم به او (آهنگرانی) بیشتر شد و گذاشتم کار خودش را بکند... جوانی بود و شور و گاهی اشتباه.اما پذیرفته بودم که او فیلم خودش را باید بسازد...
وقتی فیلم را ساخت یک نسخه از آن را برایم فرستاد خودش می دانست کجاها شیطنت کرده؛ مثلا وقتی کارگردانی که «پوپک و مش ماشاالله» ساخته در فیلمش علیه ابتذال حرف می زند آدم خنده اش می گرفت. یا کسی که دم از اصلاح طلبی و اصول اخلاقی سیاسی می زد ،اما با چندرغاز پول بیشتر، سردبیر نشریات منتسب - به قول خودشان- دولت کودتا شد؛ این بیشتر به یک جوک می مانست.
آن وقت همین آدم ها وقتی فیلم پگاه آهنگرانی را دیدند به او گفتند فیلمت خنثی است و چرا اینقدر کم به ده نمکی حمله کردی؟
خودش می گفت همین دوستان سینمائی اش در هیئت انتخاب جشنواره ... فیلمش را راه نداده تازه بد و بیراه هم به او گفته اند.
جالب اینجاست مایی که متهم به بداخلاقی هستیم،اجازه می دهیم، علیه مان فیلم بسازند و حرف خودش را بزنند و آن وقت کسانی که مدعی آزادی بیان هستند به دوست خود حمله می کنند که چرا کم به فلانی (یعنی من)حمله کردی!!!
امروز هم که پگاه آهنگرانی گرفتار شده همین ها نعل وارونه می زنند و دلیل دستگیری اورا ساخت فیلم ده نمکی ها عنوان می کنند.
امیدوارم مشکل آهنگرانی حل بشود و وقتی بیرون آمد دوستان خودش را بشتر بشناسد. البته او در گفتگو با روزنامه شرق قبلا نکات جالبی را طرح کرده که خواندنش خالی از لطف نیست!»
...

راستی یکی پیدا بشود گذشته رامبدجوان را بررسی کند ببیند نیاز به عذرخواهی (چه فاعلی و چه مفعولی) وجود ندارد؟ چون در این مورد از دست نگارنده کاری بر نمی آید...

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

فال روز (2 خرداد -22 می)

فال روز (2 خرداد -22 می)

فروردین: باوجود اینكه نیمی‌ از هفته كاری گذشته است، انگار در تعطیلات آخر هفته هستید!! اگر اگر فقط یك بار مشكلات ناشی از شانه خالی كردن از زیر مسئولت را به طور كامل بررسی كنید، آن موقع به جای فرار از كار كردن تصمیمی ‌درست و عاقلانه می‌گیرید...

ادامه مطلب...

key

آخرین مطالب

آمار بازدیدکنندگان

1235امروزmod_vvisit_counter
7740دیروزmod_vvisit_counter
8975این هفتهmod_vvisit_counter
51372هفته گذشتهmod_vvisit_counter
208325این ماهmod_vvisit_counter
149637ماه گذشتهmod_vvisit_counter
2901328کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 32 مهمان, 55 ربوت حاضر
IP شما: 38.107.179.221
 , 
امروز: 02 خرداد 1391

اوقات شرعی


JoomlaWatch 1.2.12 - Joomla Monitor and Live Stats by Matej Koval